دفاع بوترین از سازمان‌های خودگردان غیر متمرکز (DAO)

ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) معتقد است که تبانی و فساد زمانی می‌تواند به حداقل برسد که قدرت تصمیم گیری در دست کل گروه باشد نه یک فرد یا اقلیت کوچک. او حمایت خود از سازمان‌های مستقل غیرمتمرکز (DAO) را تکرار کرده و استدلال می‌کند که در برخی شرایط، آنها می‌توانند کارآمدتر و عادلانه‌تر از یک ساختار شرکتی سنتی باشند.
بوترین از سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز دفاع می‌کند

در تئوری، سازمان‌های مستقل غیرمتمرکز متعلق به اعضای خود بوده و به طور جمعی مدیریت می‌شوند و رهبری مرکزی ندارند. تمام تصمیمات مربوط به جنبه‌هایی مانند استفاده از وجوه خزانه‌داری یا بهبود پروتکل‌ها از طریق ارائه پیشنهاداتی در مورد آن‌ها و به رأی‌گیری گذاشتن آن در مجمع عمومی گرفته می‌شود.

بوترین در پست طولانی منتشر شده در تاریخ سه‌ شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۲ در وب ‌سایت خود بیان کرد که:

منتقدان اغلب استدلال می‌کنند که نوع حاکمیت DAO ناکارآمد است. علاوه بر این از نظر آن‌ها ایده‌ آلیست‌های DAO ساده لوح هستند و ساختارهای سنتی حاکمیت شرکتی با هیئت مدیره و مدیران عامل تا به اینجا روش‌های بهینه‌تری برای تصمیم‌گیری‌های کلیدی بوده‌اند . از نظر آن‌ها DAOها شرکت نیستند.

با این حال بنیان‌گذار اتریوم معتقد است که این موضع اغلب اشتباه است و استدلال می‌کند که حتی اشکال ساده‌لوحانه توافق جمعی نیز به‌‌طور کلی ​​احتمالاً در موقعیت‌های خاص بهتر از ساختارهای متمرکز شرکتی عمل می‌کنند. اگرچه او معتقد است که این مسأله بستگی به نوع تصمیمی که قرار است گرفته شود دارد، که به گفته او به دو دسته تقسیم می‌شود: تصمیمات محدب (Convex Decisions) و تصمیمات مقعر (Concave Decisions).

DAO چیست؟ تشکیلات اداری با چاشنی بلاک چین و دنیای غیرمتمرکز!

نمونه‌هایی از تصمیمات Convex عبارتند از واکنش به پاندمی‌ها ، استراتژی نظامی و انتخاب‌های مرتبط با حوزه‌ فناوری در پروتکل‌های رمزنگاری شده، در حالی که تصمیمات Concave شامل موضوعات قضایی، تامین مالی کالاهای عمومی و نرخ‌های مالیاتی است.

در ادامه متن او آمده که:

اگر تصمیمی مقعر باشد، توافق جمعی را ترجیح می‌دهیم و اگر محدب باشد، روش‌های دیگر ارجحیت خواهند داشت.

به گفته بوترین:

زمانی که تصمیمات محدب هستند، تمرکززدایی از فرآیند تصمیم گیری می‌تواند منجر به سردرگمی و حصول توافقی با کیفیت پایین شود. با این حال هنگامی که آنها مقعر هستند، تکیه به خرد جمعیت می‌تواند پاسخ‌های بهتری بدهد. در این موارد ساختارهای DAO مانند، با مقادیر زیادی نظر‌های ورودی متنوع که در تصمیم‌گیری هم مؤثر هستند، می‌توانند بسیار منطقی باشند.

DAO‌ها معمولاً از تمرکز زدایی استقبال می‌کنند تا از خود در برابر حملات خارجی و سانسور شدن دفاع کنند. با توجه به ماهیت فضا و ماهیت از راه دور و آنلاین بودن برخی از پروژه‌ها، برای هر شخص انجام بررسی‌های پس‌زمینه و تست‌های غیررسمی می‌تواند دشوار باشد. بوترین استدلال می‌کند که دقیقاً به همین دلیل است که DAO‌ها ضروری هستند و معتقد است که جهان غیرمتمرکز باید قدرت تصمیم گیری را بین تصمیم گیرندگان بیشتری توزیع کند، به طوری که هر تصمیم گیرنده فردی، قدرت کمتری داشته باشد و بنابراین احتمال افشای تبانی‌ها بیشتر خواهد بود.

با این حال او اذعان می‌کند که DAO‌ها نیز بدون مشکل نیستند و در شرایط‌های خاص ساختار متمرکزتری مورد نیاز است. مانند زمانی که یک سازمان بر مبنای رهبری هسته مرکزی عمل می‌کند و شامل گروه‌های جداگانه‌ای است که همگی به طور مستقل کار می‌کنند.

عملکرد ساختار رهبری مرکزی به صورت غیر متمرکز است و به عقیده بوترین برای گروه‌های فردی زیر مجموعه این هسته مرکزی، پیروی از سلسله مراتب واضح می‌تواند الزامی باشد زیرا در این صورت است که می‌توانند از دیدگاه روشنگرانه‌ای که به آن‌ها داده می‌شود، پیروی کنند.

سیستمی که قرار است به شیوه‌ای پایدار و بدون تغییر حول مجموعه‌ای از مفروضات عمل کند، زمانی که با یک تغییر شدید و غیرمنتظره در آن شرایط مواجه می‌شود، به نوعی به یک رهبر شجاع برای هماهنگ کردن پاسخ‌های احتمالی به آن چالش نیاز دارد.

او در پایان می‌گوید که برای برخی از سازمان‌ها (حتی در دنیای دارایی‌های رمزنگاری شده)، اشکال بسیار ساده‌تر از اداره امور با استراتژی رهبری‌ محور که بر لزوم حفظ چابکی تأکید داشته باشد، اغلب منطقی به نظر می رسد. اما این مسئله نباید موجب غفلت از این واقعیت گردد که در هر اکوسیستم وجود برخی اشکال غیر متمرکز و غیر شرکتی‌ از اداره امور برای بقا الزامی است.

Subscribe
Notify of
guest
0 تمام دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
نمایش تمام دیدگاه‌ها
0
سوال دارید؟ همین حالا بپرسید...x