مدیریت سرمایه و روانشناسی بازار
زمان مطالعه :
7 دقیقهتاریخ بروز رسانی :
۱۴۰۵-۰۵-۳۱
بعد از بیکار شدن چه کنیم؟ برنامه ۳ ماهه مدیریت مالی بعد از بیکاری

ویراستار
شبنم رضا
فهرست
بعد از بیکار شدن، اولین کار این است که مشخص کنید با منابع مالی فعلی چند ماه میتوانید هزینههای ضروری زندگی را پوشش دهید. سپس هزینهها را به ضروری، قابل کاهش و قابل تعویق تقسیم کنید، مطالبات و بیمه بیکاری را پیگیری کنید و برای ایجاد یک درآمد موقت برنامه داشته باشید. هدف در ماههای اول بیکاری، سرمایهگذاری پرریسک یا جبران سریع درآمد از دسترفته نیست؛ اولویت، افزایش زمان مالی در دسترس و جلوگیری از مصرف سریع پسانداز است.
به همین دلیل، بعد از بیکار شدن اولین سوال مالی بهتر است این نباشد که «با پولم چه چیزی بخرم؟»؛ سوال مهمتر این است: «با پول و داراییهایی که الان دارم، چند ماه میتوانم دوام بیاورم و چطور این زمان را بیشتر کنم؟» پاسخ این سوال برای همه یکسان نیست. ۲۰۰ میلیون تومان پسانداز برای کسی که ماهانه ۲۰ میلیون تومان هزینه ضروری دارد، با فردی که ماهانه ۵۰ میلیون تومان خرج میکند شرایط کاملا متفاوتی ایجاد میکند. هدف اصلی در چند ماه اول این است که برای خودتان زمان بخرید؛ یعنی سرعت مصرف پسانداز را کاهش دهید، منابعی را که حق شماست دریافت کنید و تا جای ممکن دوباره یک جریان درآمد ایجاد کنید.

در ادامه این مطلب از بلاگ پول نو، اقدامات مالی مورد نیاز در دوران بیکاری را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد.
گام اول مدیریت مالی: ببینید چند ماه فرصت تنفس مالی دارید
فرصت تنفس مالی = پول در دسترس ÷ هزینه ضروری ماهانه. فرصت تنفس مالی یا Financial Runway نشان میدهد اگر از امروز هیچ درآمدی نداشته باشید، منابع فعلی شما چند ماه هزینه ضروری را پوشش میدهد.

نکته مهم این است که در محاسبه هزینه ماهانه فقط اجاره و خوراک را نبینید. اجاره یا قسط مسکن، خوراک، اقساط ضروری، درمان و دارو، بیمه، هزینه فرزند یا خانواده، رفتوآمد، قبضها، بدهیهایی که سررسید مشخص دارند و سایر هزینههایی که حذف آنها در کوتاهمدت ممکن نیست، همگی باید در این عدد لحاظ شوند.
یکی از اشتباهات رایج این است که هزینه ماهانه را کمتر از واقعیت حساب کنیم. مثلا فرد تصور میکند ماهانه ۳۰ میلیون تومان خرج دارد، اما با اضافه کردن اقساط، رفتوآمد و درمان، هزینه واقعی به ۳۸ میلیون تومان میرسد. همین هزینههای پنهان یا غیرمترقبه میتوانند فرصت تنفس مالی را چند ماه کوتاهتر کنند.
بعد از این محاسبه معمولا در یکی از ۴ وضعیت قرار میگیرید:
- تقریبا هیچ پساندازی ندارید: اولویت شما کاهش هزینه، دریافت مطالبات و ایجاد درآمد است.
- ۲ تا ۳ ماه هزینه زندگی را دارید: این پول بیشتر از آنکه سرمایه باشد، فرصت شما برای پیدا کردن درآمد جدید است.
- ۳ تا ۶ ماه هزینه زندگی را دارید: فشار زمانی کمتر است، اما هنوز باید برای طولانی شدن دوره بیکاری آماده باشید.
- بیش از ۶ ماه هزینه زندگی را دارید: قدرت مانور بیشتری دارید، اما همچنان همه دارایی شما پول مازاد نیست.
اگر فقط ۲ یا ۳ ماه پسانداز داریم چه اقدامی انجام دهیم؟
در این شرایط پولی که در حساب دارید بیشتر از آنکه سرمایه باشد، زمان باقیمانده شماست. فرض کنید ۳ ماه هزینه زندگی کنار گذاشتهاید؛ اگر بتوانید هزینهها را کاهش دهید، مطالبات را دریافت کنید و یک درآمد موقت بسازید، ممکن است همین فرصت ۳ ماهه به ۴ یا ۵ ماه برسد. هر ماه زمان اضافه، فرصت بیشتری برای پیدا کردن شغل مناسب ایجاد میکند.
اگر هیچ پساندازی نداریم چطور؟
در این شرایط اولویت اصلی سرمایه نیست؛ چون سرمایهای برای مدیریت وجود ندارد. تمرکز باید روی سه موضوع باشد: کاهش هزینه + دریافت مطالبات + ساخت سریع درآمد.
اگر ماهانه ۳۰ میلیون تومان هزینه دارید و بتوانید ۱۰ میلیون تومان درآمد ایجاد کنید، هنوز همه هزینهها پوشش داده نشدهاند، اما کسری ماهانه شما از ۳۰ به ۲۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. همین تفاوت میتواند نیاز به قرض گرفتن یا فروش دارایی را عقب بیندازد و برای پیدا کردن یک راهحل پایدارتر زمان بیشتری در اختیار شما قرار دهد.
گام دوم مدیریت مالی: هزینهها را تقسیمبندی کنید
برای تنظیم بودجه دوران بیکاری، هزینههایتان را بر اساس میزان ضرورت و امکان کاهش، به ۳ گروه تقسیم کنید تا بدانید کدام مخارج باید حفظ شوند و کدامها را میتوانید موقتا کمتر یا متوقف کنید:
- هزینههای ضروری: مخارجی که فعلا نمیتوانید حذفشان کنید؛ مثل مسکن، خوراک، درمان، بیمه، قبضها و اقساط ضروری.
- هزینههای قابل کاهش: هزینههایی که لازم نیست کاملا حذف شوند، اما میتوانید مبلغ یا دفعاتشان را کمتر کنید؛ مثل سفارش غذا، تاکسی اینترنتی، خریدهای شخصی، کافه و تفریح.
- هزینههای قابل تعویق: خریدها و مخارجی که چند ماه عقب افتادنشان مشکل جدی ایجاد نمیکند؛ مثل سفر، تعویض گوشی، خرید لپتاپ یا وسایل غیرضروری.
برای تشخیص این بخش یک سوال ساده بپرسید: اگر تا چند ماه به این پول دسترسی نداشته باشم، پرداخت هزینههای زندگی من دچار مشکل میشود؟ اگر جواب مثبت است، هنوز نمیتوان آن پول را کاملا مازاد در نظر گرفت.
هدف این نیست که زندگی را متوقف کنید یا از روز اول همه هزینههای تفریحی را به صفر برسانید. بودجه باید طوری باشد که بتوانید چند ماه به آن پایبند بمانید. هدف اصلی، کاهش سرعت مصرف پول است. فرض کنید ۲۰۰ میلیون تومان دارید و ماهانه ۴۰ میلیون تومان خرج میکنید؛ در این حالت حدود ۵ ماه زمان دارید. اگر بتوانید هزینه را به ۳۰ میلیون تومان کاهش دهید، همان پول بیش از ۶ ماه هزینههای شما را پوشش میدهد. یعنی بدون اینکه درآمد جدیدی ایجاد کرده باشید، بیش از یک ماه زمان خریدهاید.
گام سوم مدیریت مالی: قبل از خرج پسانداز، مطالبات خود را پیگیری کنید
قبل از اینکه شروع به برداشت جدی از پسانداز کنید، ببینید چه منابعی از قبل متعلق به شما بوده اما هنوز دریافتشان نکردهاید؛ از جمله حقوق پرداختنشده، سنوات، مانده مرخصی قابل تسویه، پاداش یا مزایای تسویهنشده، مطالبات قراردادی و بیمه بیکاری در صورت داشتن شرایط.
طبق اطلاعات فعلی سازمان تامین اجتماعی، اگر فرد بدون میل و اراده خود بیکار شده باشد و شرایط لازم را داشته باشد، باید موضوع دریافت مقرری بیکاری را حداکثر ظرف ۳۰ روز پیگیری کند. این منابع میتوانند فرصت تنفس مالی شما را بیشتر کنند. فرض کنید ۱۲۰ میلیون تومان دارید و ماهانه ۴۰ میلیون تومان هزینه میکنید؛ در ظاهر فقط ۳ ماه فرصت دارید. اگر ۸۰ میلیون تومان مطالبات و سنوات هم دریافت کنید، منابع شما به ۲۰۰ میلیون تومان میرسد و فرصتتان از ۳ ماه به حدود ۵ ماه افزایش پیدا میکند.
بهتر است این موارد را همان هفته اول پیگیری کنید؛ نه زمانی که پسانداز رو به پایان است.
گام چهارم مدیریت مالی: یک جریان درآمدی جزئی یا موقت ایجاد کنید
یکی از اشتباههای رایج بعد از تعدیل این است که هر درآمدی کمتر از حقوق قبلی را بیارزش بدانیم. فرض کنید قبلا ماهانه ۵۰ میلیون تومان حقوق میگرفتید و حالا یک پروژه ۱۵ میلیون تومانی پیدا کردهاید. ممکن است ۱۵ میلیون تومان در مقایسه با حقوق قبلی کم به نظر برسد، اما اگر هزینه ضروری شما ۴۰ میلیون تومان باشد، همین درآمد باعث میشود برداشت ماهانه از پسانداز از ۴۰ میلیون تومان به ۲۵ میلیون تومان کاهش پیدا کند؛ یعنی پسانداز شما مدت بیشتری دوام میآورد.
بهتر است در ماههای اول دو مسیر را همزمان دنبال کنید: مسیر اصلی پیدا کردن شغل یا منبع درآمدی است که در بلندمدت میخواهید و مسیر موقت درآمدی است که فعلا بخشی از هزینهها را پوشش میدهد. پروژه کوتاهمدت، فریلنسینگ، تدریس، مشاوره یا کار پارهوقت میتواند در این دسته قرار بگیرد. قرار نیست این کار برای همیشه شغل شما باشد؛ فعلا وظیفهاش این است که فشار روی پسانداز را کمتر کند.
گام پنجم مدیریت مالی: برای طولانیتر شدن دوران بیکاری آماده باشید
اگر پیدا کردن شغل بیشتر از چیزی که انتظار داشتید طول کشید، مهمترین کار این است که قبل از تمام شدن منابع مالی، برنامه خود را دوباره تنظیم کنید. فرصت تنفس مالی را با موجودی و هزینههای جدید محاسبه کنید، هزینههای قابل کاهش را دوباره بررسی کنید و برای افزایش درآمد موقت یا استفاده مرحلهای از داراییها برنامه داشته باشید.
بهتر است از قبل برای خودتان نقطه تصمیم مشخص کنید؛ مثلا اگر پساندازتان به اندازه دو ماه هزینه ضروری رسید، وارد مرحله بعدی برنامه شوید. هدف این است که تصمیمهای سخت را زمانی بگیرید که هنوز حق انتخاب دارید، نه زمانی که پولتان تقریبا تمام شده است.
چکلیست مالی بعد از بیکار شدن
در پایان هفته اول باید بتوانید به این سوالها پاسخ دهید:
- هزینه ضروری ماهانه من چقدر است؟
- چند ماه فرصت تنفس مالی دارم؟
- چقدر پول نقد دارم؟
- چه داراییهایی مثل طلا و ارز دارم؟
- چه بدهیها و اقساطی دارم؟
- چه مطالباتی از کارفرمای قبلی باقی مانده است؟
- آیا شرایط استفاده از بیمه بیکاری را دارم؟
- کدام هزینهها را میتوانم برای چند ماه کاهش دهم؟
- چه درآمد موقتی میتوانم ایجاد کنم؟
- پول زندگی و ذخیره اضطراری من چقدر است؟
- اگر تا ۱، ۲ یا ۳ ماه آینده درآمدی ایجاد نشد، قدم بعدی من چیست؟
خطرات و اشتباهات رایج در دوران بیکاری
بهطور کلی، اشتباهات رایج دوران بیکاری را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- ادامه دادن سبک زندگی قبل از بیکاری: با این فرض که خیلی زود شغل جدید پیدا میکنید، هزینهها را متناسب با شرایط جدید کاهش نمیدهید.
- کمتر حساب کردن هزینه واقعی زندگی: اقساط، درمان، رفتوآمد و هزینههای دورهای را در محاسبه مخارج ماهانه نادیده میگیرید.
- در نظر گرفتن تمام پسانداز بهعنوان پول مازاد: در حالی که بخشی از این پول در واقع هزینه زندگی ماههای آینده شماست.
- نادیده گرفتن درآمدهای کوچک و موقت: چون آنها را با حقوق قبلی مقایسه میکنید، نه با بخشی از هزینههایی که میتوانند پوشش دهند.
- قرض گرفتن بدون برنامه بازپرداخت: بدهی ایجاد میکنید، بدون اینکه بدانید چه زمانی و از چه منبعی قرار است آن را پس بدهید.
- فروش عجولانه داراییها: بیشتر از نیازتان طلا، ارز یا سایر داراییها را نقد میکنید، در حالی که شاید فروش بخشی از آنها کافی باشد.
- موکول کردن تصمیمها به لحظه بحران: تا زمانی که پساندازتان تقریبا تمام نشده، برای کاهش هزینه، فروش دارایی یا پیدا کردن منبع درآمد بعدی برنامهریزی نمیکنید.
هزینهها و منابع مالیتان را هر ماه دوباره بررسی کنید و برای مرحله بعد از قبل تصمیم داشته باشید. هرچه زودتر کاهش هزینه، ایجاد درآمد موقت و نحوه استفاده از پسانداز یا داراییها را مشخص کنید، احتمال تصمیمهای عجولانه در زمان فشار کمتر میشود.
برنامه مالی ۳ ماه اول بعد از بیکاری
بهجای اینکه فقط بگویید «۳ ماه وقت دارم کار پیدا کنم»، این دوره را به چند مرحله تقسیم کنید تا در هر مقطع بدانید باید روی چه چیزی تمرکز کنید.
۷۲ ساعت اول: تصمیم مالی بزرگ نگیرید
موجودی حسابها، داراییها، بدهیها، اقساط، هزینههای ضروری و مطالبات خود را بنویسید. همان روز اول دارایی نفروشید یا قرض نگیرید؛ ابتدا باید تصویر کاملی از وضعیت مالی داشته باشید.
هفته اول: عددهای واقعی را پیدا کنید
تا پایان هفته اول باید بدانید ماهانه حداقل چقدر پول نیاز دارید، چند ماه فرصت تنفس مالی دارید، چه مطالباتی دارید، چه هزینههایی قابل کاهش هستند، چه داراییهایی دارید و اگر دوره بیکاری طولانی شد، قدم بعدی چیست. هدف هفته اول این است که از حدس زدن فاصله بگیرید و وضعیت مالی خود را با عددهای واقعی ببینید.
هفته دوم تا پایان ماه اول: سرعت مصرف پسانداز را کم کنید
جستوجوی شغل را جدی کنید و همزمان دنبال درآمد موقت باشید. حتی اگر درآمد جدید فقط ۲۰ یا ۳۰ درصد هزینههای ضروری را پوشش دهد، باز هم میتواند مدت دوام پسانداز را بیشتر کند. در پایان ماه، دوباره فرصت تنفس مالی خود را محاسبه کنید تا ببینید برنامه جدید واقعا چقدر موثر بوده است.
ماه دوم: نتیجه برنامه را بررسی کنید
حالا دیگر اطلاعات واقعی دارید. بررسی کنید هزینه ماهانه واقعا چقدر بوده است، چقدر از مطالبات را دریافت کردهاید، آیا درآمد موقت ساختهاید و چند مصاحبه یا فرصت شغلی داشتهاید. اگر مسیر فعلی نتیجه نداده، ماه دوم زمان اصلاح برنامه است؛ نه تکرار همان کارها برای یک ماه دیگر.
ماه سوم: قبل از رسیدن به بحران تصمیم بگیرید
اگر هنوز درآمد ندارید و ذخیره مالی رو به پایان است، نباید صبر کنید حساب شما تقریبا خالی شود. بررسی کنید آیا میتوانید هزینهها را باز هم کاهش دهید، درآمد موقت را افزایش دهید، بخشی از دارایی را به نقدینگی تبدیل کنید یا درباره شرایط پرداخت بعضی بدهیها و اقساط مذاکره کنید. تصمیم گرفتن زمانی که هنوز برای دو ماه پول دارید بسیار سادهتر از زمانی است که اجاره هفته آینده سررسید میشود.
بعد از بیکار شدن معمولا چه اتفاقی برای پولمان میافتد؟
مدیریت پول در دوران بیکاری فقط در آمار و ارقام خلاصه نمیشود؛ در این دوران، آگاهی از رفتارها و تصمیمگیریهای مالی نیز، بسیار حائز اهمیت خواهند بود. اوایل معمولا مقداری پول نقد داریم و هنوز فشار زیادی احساس نمیکنیم؛ بعد از مدتی موجودی حساب کمتر میشود و سراغ پسانداز میرویم. اگر بیکاری ادامه پیدا کند، ممکن است از خانواده یا دوستان قرض بگیریم و مرحله بعد میتواند فروش طلا، دلار یا سایر داراییها باشد. هرچه منابع کمتر میشود، احتمال تصمیم گرفتن تحت فشار هم بیشتر میشود.
در عمل مسیر مالی بعضی افراد به این شکل پیش میرود:
قطع حقوق ← مصرف پول نقد ← برداشت از پسانداز ← قرض گرفتن ← فروش دارایی
هیچکدام از این مراحل همیشه اشتباه نیستند. مشکل زمانی ایجاد میشود که بدون برنامه وارد مرحله بعدی شوید. مثلا اگر بدانید فقط ۳ ماه پول نقد دارید، بهتر است از همین امروز تصمیم بگیرید اگر تا پایان ماه دوم درآمدی ایجاد نشد چه کاری انجام خواهید داد؛ نه اینکه در آخرین هفته ماه سوم تازه سراغ گزینههای دیگر بروید.
آیا بعد از بیکار شدن، داراییهایمان را بفروشیم؟
این یکی از سوالهایی است که با طولانی شدن دوره بیکاری بیشتر مطرح میشود. فرض کنید ۹۰ میلیون تومان پول نقد و ۱۸۰ میلیون تومان طلا دارید و ماهانه ۳۰ میلیون تومان هزینه ضروری دارید. پول نقد شما حدود ۳ ماه هزینه زندگی را پوشش میدهد، اما کل پشتوانه مالی شما بیشتر از این مقدار است. آیا باید همین امروز طلا را بفروشید؟ الزاما خیر.
اگر فعلا پول نقد کافی دارید، دلیلی وجود ندارد که همه دارایی خود را یکجا نقد کنید. اما اگر پول نقد رو به پایان باشد و هنوز درآمدی نداشته باشید، تبدیل بخشی از طلا یا ارز به نقدینگی برای پرداخت هزینههای ضروری میتواند قابل بررسی باشد. نکته مهم این است که فقط به اندازه نیاز نقد کنید. اگر برای ۲ ماه آینده ۶۰ میلیون تومان لازم دارید، لزوما لازم نیست ۱۸۰ میلیون تومان طلا را یکجا بفروشید.
قبل از فروش هر دارایی دو سوال بپرسید:
- چرا این دارایی را میفروشم؟
- این پول قرار است کدام مشکل من را حل کند؟
فروش بخشی از دارایی برای پرداخت مخارج ضروری، با به خطر انداختن پشتوانه مالی برای رسیدن سریع به پول بیشتر، دو تصمیم کاملا متفاوت هستند.
آیا بعد از بیکاری، قرض گرفتن از دیگران کار درستی است؟
قرض گرفتن در بعضی شرایط ممکن است اجتنابناپذیر باشد، اما باید بدانید قرض پول جدیدی به دارایی خالص شما اضافه نمیکند؛ فقط هزینه امروز را به آینده منتقل میکند. قبل از قرض گرفتن مشخص کنید چقدر پول نیاز دارید، این پول برای چه هزینهای است، چه زمانی باید آن را پس بدهید، آیا هزینه یا سودی دارد و مهمتر از همه، منبع بازپرداخت آن چیست.
اگر پاسخ سوال آخر مشخص نیست، ممکن است فقط مشکل امروز را چند ماه عقب بیندازید و در کنار آن یک بدهی جدید هم ایجاد کنید. قرض گرفتن زمانی منطقیتر است که بدانید این پول قرار است چه فاصلهای را پر کند و برنامه مشخصی برای بازپرداخت آن داشته باشید.
آیا ۳ ماه برای برگشتن به درآمد کافی است؟
هیچ عدد ثابتی وجود ندارد. ممکن است فردی ظرف ۳ هفته شغل جدید پیدا کند و فرد دیگری بعد از ۶ ماه هنوز در حال پیدا کردن مسیر جدید باشد. هدف این نیست که در ۳ ماه حتما درآمد قبلی خود را دوباره بسازید؛ هدف این است که در این مدت سرعت مصرف پسانداز را کاهش دهید، مطالبات خود را دریافت کنید، یک جریان درآمد هرچند کوچک بسازید، برای مرحله بعد برنامه داشته باشید و اجازه ندهید قطع درآمد به یک بحران مالی بزرگتر تبدیل شود.
اگر هنوز برای سرمایهگذاری تصمیم نگرفتهایم، با پول پس انداز چه کنیم؟
اگر بعد از کنار گذاشتن هزینههای زندگی و ذخیره اضطراری، هنوز بخشی از پولتان مازاد است و برای سرمایهگذاری بعدی تصمیم نگرفتهاید، میتوانید تا زمان پیدا کردن فرصت مناسب، گزینههایی را بررسی کنید که اجازه ندهند پولتان کاملا بدون استفاده بماند.
اگر هنوز برای سرمایهگذاری تصمیم نهایی نگرفتهاید، میتوانید بخشی از پولی را که فعلا به آن نیاز ندارید در گزینههایی قرار دهید که تا زمان پیدا کردن فرصت مناسب، برایتان یک جریان درآمدی کوچک ایجاد کنند. سپردهگذاری تومان در پول نو یکی از این گزینهها است؛ میتوانیدضمن حفظ ارزش پول، سود ۴۰% سالانه را هم بهصورت ثانیهشمار دریافت کنید.

خرید پکس گلد (PAXG): اگر ترجیح میدهید سرمایهتان در معرض قیمت طلا قرار بگیرد، پکس گلد امکان سرمایهگذاری روی طلا را بدون خرید و نگهداری طلای فیزیکی فراهم میکند.
خرید تتر: اگر بیشتر به دنبال کاهش اثر افت ارزش ریال هستید، نگهداری بخشی از پول مازاد به شکل تتر میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی باشد.
سخن پایانی: در زمان بیکاری، ابتدا زمان بخرید
پس از از دست رفتن شغل، طبیعی است که بخواهید هرچه سریعتر جای درآمد از دسترفته را پر کنید؛ اما در ماههای اول، اولین وظیفه پول شما این نیست که بیشتر شود، بلکه باید به شما زمان بدهد. ببینید چند ماه میتوانید دوام بیاورید، هزینهها را متناسب با شرایط جدید تنظیم کنید، مطالبات خود را پیگیری کنید و حتی یک درآمد کوچک بسازید.
اگر طلا، دلار یا دارایی دیگری دارید، آنها را هم بخشی از پشتوانه مالی خود ببینید و از قبل مشخص کنید در چه شرایطی و به چه اندازه از آنها استفاده خواهید کرد. همین موضوع درباره قرض گرفتن هم صدق میکند؛ قبل از ایجاد بدهی بدانید چرا به پول نیاز دارید و قرار است آن را از چه منبعی برگردانید. مهمتر از همه، منتظر نمانید یک منبع مالی کاملا تمام شود و بعد به فکر مرحله بعد بیفتید.
یک برنامه مالی مناسب برای دوران بیکاری باید سه سوال را برای شما روشن کند: الان چند ماه زمان دارم؟ چطور میتوانم این زمان را بیشتر کنم؟ اگر شرایط تا ماه بعد تغییر نکرد، قدم بعدی من چیست؟ اگر پاسخ این سه سوال را بدانید، بخش بزرگی از تصمیمهای مالی این دوره دیگر در لحظه فشار و اضطراب گرفته نمیشوند.
بعد از بیکار شدن اولین اقدام مالی درست چیست؟
اولین کار این است که وضعیت مالی فعلیتان را دقیق مشخص کنید؛ یعنی بدانید چقدر پول در دسترس دارید و هزینههای ضروری ماهانه شما چقدر است. سپس محاسبه کنید با منابع فعلی چند ماه میتوانید بدون درآمد جدید زندگی کنید. این عدد کمک میکند برای کاهش هزینهها، پیگیری مطالبات و پیدا کردن درآمد موقت تصمیمهای واقعبینانهتری بگیرید.
چقدر پسانداز برای دوران بیکاری کافی است؟
عدد ثابتی برای همه وجود ندارد، چون هزینه زندگی و شرایط هر فرد متفاوت است. بهطور کلی بهتر است پسانداز شما بتواند چند ماه هزینههای ضروری مثل اجاره، خوراک، اقساط و درمان را پوشش دهد. برای ارزیابی دقیقتر، بهجای تمرکز روی مبلغ پسانداز، محاسبه کنید منابع فعلی شما چند ماه هزینه ضروریتان را تأمین میکند.
فرصت تنفس مالی چیست؟
برای محاسبه فرصت تنفس مالی، کل منابع نقد و قابل استفاده خود را بر هزینه ضروری ماهانه تقسیم کنید. برای مثال اگر ۱۸۰ میلیون تومان منابع در دسترس دارید و هزینه ضروری شما ماهانه ۳۰ میلیون تومان است، فرصت تنفس مالی شما ۶ ماه خواهد بود. این عدد نشان میدهد بدون درآمد جدید تقریبا تا چه زمانی میتوانید هزینههای اصلی زندگی را پوشش دهید.
در دوران بیکاری چه هزینههایی را حذف کنیم؟
بهتر است ابتدا هزینهها را به سه گروه ضروری، قابل کاهش و قابل تعویق تقسیم کنید. هزینههایی مثل اجاره، خوراک و درمان معمولاً ضروریاند، اما برخی خریدهای غیرضروری، اشتراکها یا تفریحات را میتوان کاهش داد یا موقتا کنار گذاشت. هدف حذف همه هزینهها نیست؛ بلکه باید سرعت مصرف پسانداز را بدون آسیبزدن به نیازهای اصلی زندگی کمتر کنید.
آیا در دوران بیکاری سرمایهگذاری کار درستی است؟
در دوران بیکاری، اولویت اصلی باید تأمین هزینههای ضروری و حفظ نقدشوندگی باشد. پولی که احتمالاً در ماههای آینده برای زندگی به آن نیاز دارید، بهتر است وارد سرمایهگذاریهای پرریسک نشود. اگر بعد از کنار گذاشتن ذخیره ضروری همچنان سرمایه مازاد دارید، میتوانید متناسب با میزان ریسکپذیری خود گزینههای مختلف سرمایهگذاری را بررسی کنید.
اگر بیکاری بیشتر از ۳ ماه طول کشید چه کنیم؟
اگر دوران بیکاری طولانی شد، لازم است برنامه مالی خود را دوباره بررسی کنید. هزینهها را مجددا کاهش دهید، فرصت تنفس مالی باقیمانده را محاسبه کنید و برای ایجاد درآمد موقت جدیتر اقدام کنید. در این مرحله بهتر است از قبل مشخص کرده باشید اگر پیدا کردن شغل مناسب زمان بیشتری برد، کدام هزینهها را کاهش میدهید و از چه منابع مالی دیگری میتوانید استفاده کنید.
سلب مسئولیت
مارکو پولو:« زندگی یک کتابه و اگر شما سفر نکرده باشید، انگار فقط یک صفحه از اون کتاب رو خوندهاید!». به عنوان یک فرد ماجراجو...
مطالب نویسنده ←چنانچه به مشاوره رایگان علاقهمندید، پرسشها و نظرات خود را درباره این مقاله یا موضوعات مختلف حوزه بلاکچین و ارزهای دیجیتال مطرح کنید. برای پاسخگویی آمادهایم!
نظر بدهید





ممنون از مطلب مفیدتون
ممنون از حسن توجه شما.